قبول میکنم قسمت جدید
اهیل میفهمه که سنم همون که ماشینش رو اتش زد در خانه اش کار میکند و اون رو میندازه بیرون سنم هم از مادرش«تنویر_»که تمام زندگی اش را به او مدیون است بد میگه اهیل خواطرات بدی از بچه گی دارد چون پدرش«پدر زیا»که تنویر دروغ گفته و او پدر اونیست و بد تنویر با کس دیگری ازدواج کرده و او همیشه اهیل را میزد
اهیل اعصبی میشه،و تصمیم میگیره از سنم انتقام بگیره و کاری میکنه سنم از اتوبوس جابمونه و یک دفعه مادربزرگش دلشاد را میبیند
| این نظر توسط هانیه در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و 00:11 دقیقه ارسال شده است | |||
/images/anymous.png |
جگره وبت جیگره |
||












